|
می خواستم از این طریق کمال سپاس و تشکر خود را از رئیس جمهور سابق و مسئول بنیاد باران لا حق که همچون باران رحمتی بر سر ما ریخته و ما را از فاجعه ای الیم و خطری عظیم با خبر نمودند داشته باشم .
از این همه آگاهی که نصیبمان شده شور و شعفی در جان ما پدید آمده که نمی دانیم با کدام زبان از این مرد قدردانی کنیم , هر چه گشتیم البته زبانی بهتر از زبان انگلیسی با لهجه آمریکایی ( منظور همان زبانی است که پرزیدنت بوش با آن مکالمه می نمایند ) پیدا نکردیم . واقعا یک مقدار فکر کنید , ببینید زبانم لال فاجعه ای از این بالاتر می شود که در کشور ما کسی صلاحیت ورود به مجلس را نداشته باشد ؟ آخر چرا ؟؟؟ آیا جامعه دزدان ما لیاقت اینکه حتی یک نماینده در مجلس داشته باشند ندارند ؟ صنف اراذل و اوباش که این روزها خبرشان در بورس است چطور ؟؟ محبوب تر و با آبروتر از تشکل مفسدان اقتصادی شما کسی را سراغ دارید ؟ رواست که حتی یک نماینده پیزوری از این تشکل محترم در مجلس نباشد ؟؟؟ حالا همه این مصائب به کنار , آنچه که ما از آن بی خبر بودیم و جناب خاتمی با اطلاع رسانی دقیق و به موقع خود مانند باران خنکی به وجودمان پاشید و از سوختن بیش از پیش ما جلوگیری کرد , تاکید شورای نگهبان بر جلوگیری از ورود کسانی بود که التزام عملی به اسلام نداشتند . واویلا از این همه مصیبت ! حالا دزدان , اراذل و اوباش و مفسدان اقتصادی و سکولارهای فی سبیل الله را بی خیال , با منافقین چه کنیم ؟ ما زنده باشیم و کسانی که در زبان از اسلام می گویند و در عمل هر کاری که دلشان می خواهد سالوسانه انجام می دهند وارد مجلس نشوند ؟ ! آخه این منافقها مگه آدم نیستن ؟ در کشور حق نظر و رای ندارند ؟ به هر تقدیر نظر به فجایع صورت گرفته و برای نجات ملی چند پیشنهاد مطرح می شود که باید فی الفور به آن جامه عمل پوشاند : 1 _ تمام منافقین اصلاح طلب , ریز و درشت , خرد و کلان در اقدامی هماهنگ و اگر دسته جمعی باشد بهتر است بار سفر بسته و به ایتالیا عزیمت نموده و با نسوان آن دیار نه تنها مصافحه نموده بلکه بسیار محبت آمیز گفت و گوی تمدن ها نمایند . ( توضیح ضروری : لازم است از هرگونه تصویربرداری جلوگیری شود زیرا اگر اشتباهی صورت گرفت و خواستید آن را تکذیب کنید این تصویربرداری یک مقدار مشکل ایجاد میکند . 2 _ این پیشنهاد به دلیل کارایی بیش از حد و غیر اخلاقی بودن سانسور میشود . 3 _ عجالتا با التماس از محضر تولیت آستان کاخ سفید جناب بوش عزیز درخواست نموده تا با اشاره ای روادید حضور در آن دیار را صادر کرده و سرسپردگان ایالات متحده به شرف حضور و پابوسی با این کاخ سفیدتر از برف نائل شده و به جای هفت دور , هفتاد دور , دور آن کعبه عشق طواف کرده و با لبیک به بوش بزرگ از وی تقاضای نابودی شورای نگهبان را داشته باشند . 4 و آخر _ اگر این موارد میسر نشد به کوچولوهای اصلاح طلب دستور داده شود تا سریعا به بهانه پاسداشت هولوکاست جشنی ترتیب داده و به جای خانم معتمدآریا از خانم آنجلیناجولی به عنوان مجری استفاده کرده و بعد با دعوت از جناب گفتگوی تمدنها آنجلینا با ایشان گپ و گفتگوی شاعرانه ای داشته و از جناب گفتگوی تمدنها تقاضای فال نماید . حکما این شعر حافظ هم خوانده شود خیلی شگون دارد : یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر وز راه وفاداری جان در قدمت ریزم
درود خدا به روح پاک و مطهر شهید سعید امامی , راهش ادامه دارد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 19:29  توسط شهید سعید امامی
|
نکاتی در باب میهمانی جشن تولد ملکه بریتانیا در سفارت انگلیس واقع در چهارراه استانبول :
1 _ انگلیسی جماعت به شدت اقتصادی فکر می کند ! اگر یک ریال در جایی خرج کند باید به قاعده یک میلیون از آنجا برداشت نماید ! چه جوریش را نمی دانیم که اگر میدانستیم ما هم بریتانیایی بودیم ! حالا حساب کنید سفارت فخیمه برای 1300 دین فروش تدارک دیده و حداقل برای هر میهمان بیست هزار تومان خرج کرده ! حال باید این میهمانان محترم چقدر سواری بدهند تا بر مبنای انگلیسی ها حسابشان صاف بشود ؟ و چقدر باید دوشیده شوند تا انگلستان یقین کند پولی که سرمایه گذاری کرده هدر نرفته ؟ 2 _ اینکه در مملکت ما حشرات الارضی هستند که به مجرد دعوت سفارت فخیمه کفش و کراوات و کلاه می کنند و آرایشگاه وقت می گیرند و خودشان را زجر کش می کنند که به سفارت دعوت شده اند و به عالم و آدم پز می دهند که داخل آدم شده اند قابل انکار نیست و مایه سر افکندگی و خجالت ایرانی جماعت است و کاریش نمی شود کرد . اینکه مجبوریم تخم و ترکه انگلیسی های استعمارگر , نژادپرست , آدمکش را هم به عنوان کادر دیپلماتیک در ایران تحمل کنیم هم حرفی است اما اینکه چرا دست انگلیسی جماعت در ایران آنقدر باز باشد که کارناوال دین فروشی و خیانت راه بیندازد و یک در میلیون خائنان و ندید بدید های حرام خور مملکت را به رخ ما و جهانیان بکشد که یعنی ما هنوز امثال تقی زاده ها و قوام السلطنه ها و میرزا آقاخان نوری ها را در مملکت شما داریم . این سوالی است که باید از وزارت خارجه دولت اصولگرا پرسید !!! وقتی دولت روباه پیر ( انگلیس ) اجازه دفن شهدای گمنام در سفارت ایران در لندن را نمی دهد چه معنایی دارد که سفارت انگلیس اجازه برگزاری چنین میهمانی مفتضحی را داشته باشد ؟ میهمانی که تنها ثمره اش تحقیر ایرانی جماعت است و شناسایی و جذب خائنان به مملکت ! 3 _ اگر ما یک وزارت خارجه انقلابی و قاطع داشتیم سفارت انگلیس و سفیر متبوع آن در خواب هم جرات برگزاری میهمانی این چنینی را پیدا نمی کردند ! حیف که باید در حسرت یک وزارت خارجه قاطع و انقلابی بمیریم و نا کام از این دنیا برویم !!! 4 _ از قدیم گفته اند به مرده که رو بدهی بلند می شود و ادعای کفن اطلس و حریر می کند ! قرار است سفیر انگلیس در ایران مراتب اعتراض خود را به تجمع دانشجویان ایرانی در مقابل سفارتخانه به دولت ابلاغ کرده و وزارت خارجه انگلیس با فراخواندن سفیر ایران در لندن حال وزارت خارجه ایران را بگیرد ! واقعا اگر وزارت خارجه با قاطعیت انقلابی با استعمار پیر انگلستان و عوامل داخلیش برخورد می کردند دولت نژاد پرست انگلیس جرات چنین اغلاطی می نمود ؟ 5 _ ای کاش یکی به غیرت و عقلانیت احمد متوسلیان وزیر امور خارجه میشد تا دنیا بفهمد تفکر امام خمینی (ره) یعنی چه ؟!!!
خاتمی طی سفری به ایتالیا با چند خانم جوان و پیر دست داد ! در خصوص همین اقدام دیدگاهها و نظرات مختلفی ارائه شده است از جمله : دفتر خاتمی : از آنجا که معلوم گشت ان الاهداف تبرر الوسائل و من باب اکل میته و جواز تصرف محدود یدی در اجنبیه و تنگی جا و زیادی ازدحام , لذا شد آنچه شد ! مومنین : خوب شد این اقدام دردوران حکومت خاتمی روی نداد و گرنه حامیان ایشان در راستای تبعیت در خیابانها ( استریپ تیز ) می کردند ! دیدگاه فساق : ایول به خاتمی ! ایول به سلیقه ! بابا دمت گرم ! تو که خودی هستی شیطون !!! علمای دوم خرداد : اگر ثابت شود که حضرت آیت الله خاتمی به منظور هدایت باطنی و انتقال امواج معنویت و تصرف معنوی در اجنبیه چنین کرده آنگاه مخالفان بی تقوای خاتمی در پیشگاه خداوند چه پاسخی خواهند داشت ؟ دیدگاه دختران رای اولی حامی دوم خرداد و صندلی پر کن های تجمعات جبهه مشارکت : یالا یالا ! ما هم می خوایم یالا !
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 19:43  توسط شهید سعید امامی
|
من به ضیافت عاشقانه معشوقی رفته بودم که چشمانش قبله گاه یاس های سرزمین سپید است , رخسار دل انگیزی که خورشید قلبم تنها میل به طلوع و غروب در آسمان بیکران او دارد , همان دلبری که کلامش ماوای غزلواره های شوریده حال آسمانی است .
در حسینیه امام خمینی ( ره ) در حالی که چشم به عقربه های ساعت دوخته بودم و سنگینی غم های دوران هجران را به یاد می آوردم آقا وارد شد ....... و از این لحظه به بعد واژگان پریشان واژه نامه نای تفسیر احساس بلند مرا ندارند , اشکهای شوق انگیز عقده گشایی می کنند و گونه هایم را غسل عشق می بخشند . و چه تصویر زیبایی بود , مولایم متین , با حیا و با همان لبخندهای صمیمانه اش زیر عکس امام خمینی ( ره ) ما را به نظاره نشسته بود . آقا شروع به سخن گفتن می کند و من با نفسهای گرمش جان می گیرم , با لبخند دلبرش طراوت , با نگاه آتشینش عشق , با کلام نافذش معرفت , با وجود نازنینش وجود و با رخسار دلربایش نور , سراپا گوش شده ام و عشق را با تمام وجودم حس می کنم , می خواهم از جا برخیزم و از شعرهای لحظه های تنهایی ام با او بگویم , اما افسوس که در رسم عشقبازی در حضور معشوق سخن گفتن خطاست , چون در محضر عشق نگاه معشوق ما را بس است . می خواهم به آقا بگویم که من هستم عاشق دیوانه , دلداده دلخسته , دلخسته دلبسته , دلبسته شکسته , می خواهم فریاد بر آورم که خط و خال و ابروان عشق های زمینی ارزانی دنیا پرستان , ما را کرشمه چشمان سید علی بس است . تا به خود می آیم لحظه تلخ وداع فرا می رسد , اما چنان مست شده ام که تا زنده ام سرمست از این مستی ام . همواره با خود میگفتم اگر بار دیگر به دیدار پیر عشق نایل شوم چه خواهم کرد و دوستان همدرد را چگونه یاد کنم اما به قول سعدی شیراز ((( به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم , دامنی پر کنم هدیه اصحاب را , چون برسیدم بوی گل چنان مستم کرد که دامنم از دست برفت ))) و سخن آخر اینکه : عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 22:13  توسط شهید سعید امامی
|
به واسطه عالم گیر شدن شهرت مجموعه تلویزیونی ( نرگس ) جدیدترین دست پخت سیما و تاثیرات عمیق آن بر قاطبه مخاطبین لازم دیده شد تا میان جریانها و احزاب سیاسی مملکت و شخصیتهای این مجموعه یک بررسی تطبیقی انجام شود که شد ! این هم نتیجه اش :
نرگس = مردم همیشه در صحنه ( واقعا چه کسی را در مملکت این قدر مومن , با نماز , خوب و فداکار و با گذشت و عاقبت به خیر می شناسید ؟ جز امت حزب الله ! ) شوکت = ضد انقلاب خارجی و داخلی ( مجموعه بدی ها , شرارت ذاتی , داشتن تعدادی مزدور و از همه مهمتر داشتن زن اضافه !!! ) بهروز = جبهه اصلاحات ( فریب خورده , بی اراده , گمراه کننده دختران جوان , عاقبت نا معلوم , بی تربیت ! ) نسرین = هوادار جبهه اصلاحات ( آرزو بر باد رفته , اغفال شده , مایوس فعلی و خودسر قبلی , مغرور و نفرت آور ! تولید کننده درد سر برای نرگس یا همان امت حزب الله ) بهار = میوه اصلاحات یا همان جامعه مدنی !!! احسان = اصول گرایان ( این یکی امکان توضیح ندارد ! خواننده باید عاقل باشد ) سمانه = جمعیت ایثارگران ( مظهر وفاداری و رفاقت تا پای مرگ ) عموی نرگس = جامعه روحانیت ( ریش سفید , مورد احترام , مثبت و منفعل ! بی تاثیر یا کم تاثیر ) اعظم = مجمع روحانیون ( کم و بیش قابل تحمل , گاهی مظلوم و گاهی ظالم , صاحب هوو ) فروغ = حزب اعتماد ملی ( هووی مجمع روحانیون ) ابراهیمی = سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ( کار چاق کن , پادو , قدرت طلب , نیمه مخفی , شبه تروریست ) پدر نرگس = حزب موتلفه ( بدون نقش و تاثیر , خدا هر دوتایشان را رحمت کند )
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 17:24  توسط شهید سعید امامی
|
آیا تا به حال دیوونه دیدید ؟ اصلا میدونید دیوونه به کی میگن ؟ یا اینکه دیوونه حسین ( ع ) کیه ؟
چند روز پیش به اتفاق دوستان از سر دیوونگی به سمت سعادت آباد راه افتادیم . آخر خیابان تازه فهمیدیم چقدر سعادت داشتیم که بیایم و دیوونه دیوونه حسین ( ع ) بشیم . سرم را بلند کردم , روی تابلو نوشته بود بیمارستان اعصاب و روان سعادت آباد , آیا تا به حال اونجا رفتی ؟ خیلی بهم بر خورد , مثل اینکه بهم فحش داده باشن , غیرتم به جوش اومده بود , نمی دونم چرا ؟ شاید تحمل این بیمارستان برام سخت بود , شاید باید روی آن تابلو می نوشتند بهشت خدا یا منزلگاه شهیدان زنده یا شاید هم عرش خدا روی زمین . وقتی شنیدم منصوری اون جانباز سر افراز میگفت : ( برای دینم رفتم , برای مردم رفتم ) , نه هوشی در سر بود و نه عقلی تا بفهمم که این مردترین مردان چه می گوید ؟ وقتی میگفت انشاالله آقا بیاد , مثل این بود که معنای تازه ای از مهدویت زنده شده , یا مثل این بود که مهدی ( عج ) آماده ظهور بود , خون تازه ای در رگهایم جریان پیدا میکرد و معنای انتظار را می فهمیدم . باور نمیکنید که چقدر دردناک بود وقتی که از جانبازی با آن همه جراحتی که بر او وارد شده بود پرسیدم که چرا رفتی ؟ و او گفت برای دینم رفتم و باز هم میروم چون فرمان امامه . وقتی یکی از این بهشتی ها میگفت وظیفه ام را تشخیص و انجام دادم از خودم پرسیدم راستی وظیفه ما چیست ؟ فرمان ما چیست ؟ نکند امام عصر در غربت صدایش بی لبیک بماند . چقدر سوزناک می خواند محمد علی مهدی زاده اهل قم , همون بسیجی عارف و شهید زنده : خدایا اینجا کجاست ؟ من داستان اصحاب کهف رو شنیده بودم که وقتی فهمیدند پولشون دیگه ارزشی نداره از خدا خواستند مرگشون رو برسونه , مبادا این بچه ها مثل زهرا ( س ) دعای : ( عجل وفاتی ) بخوانند . مبادا خانواده هایشان احساس حقارت کنند , هیچوقت یادم نمیره اون جانبازی رو که تعریف میکرد تو میدان ولی عصر ( عج ) از خانمی پرسیده بود : خانم شما چرا اینقدر شلوارت کوتاهه ؟ خانمه هم گفته بود : احمق بی شعور متحجر این ترقی و پیشرفته به این میگن کلاس و تمدن . راستی اگر بی حجابی و برهنگی تمدن و کلاس دارد پس حیوانات متمدن ترین و با کلاس ترین مخلوقات خدا هستند . خلاصه اینکه اون جانباز به تشنج افتاده بود و با برخورد بد پلیس مواجه شده بود ( لازم به ذکره که با اون خانم متمدن و با کلاس و مامور خاطی نیروی انتظامی شدیدا برخورد بعمل اومد تا برای هرزه های بی حجاب درس عبرت بشه ) راستی رفقا اینها چه کسانی هستند ؟ کلید ترقی ما ؟ سند پست و مقام ما ؟ سند غیرت امت حزب الله ؟ آدمهایی که فقط به درد بستری شدن در بیمارستانها میخورند ؟ مگر نه اینکه هنوز که هنوز است در دانشگاههای ایران عده ای رشته باستانشناسی می خوانند تا استخوانهای پوسیده سربازان هخامنشی و سلجوقی و مغولان را کشف کنند ؟ ولی مگه این بچه ها سند زنده انقلاب نیستند ؟ مگر اینها واسطه نان و آب پشت میز نشینها نیستند ؟ پس چرا باید زیر آوار فراموشی دفن شوند ؟ مگر ما به شهدا بدهکار نیستیم ؟ باور نمیکنید وقتی یکی از این جانبازان بزرگوار بهم گفت : اخوی با انقلابی که به دست شما سپردیم چه کردید ؟ خدا شاهده که از خدا طلب مرگ کردم .
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:52  توسط شهید سعید امامی
1 _ خداوند به مومنان امر فرموده در مقابل تجاوزات و تهاجمات اهل کفر با همان شیوه ای که بر آنها تهاجم شده است پاسخ مشرکان و کفار را بدهند ( آیه 194 سوره بقره ) و این یعنی موشک جواب موشک , چشم در برابر چشم و حمله به مناطق مسکونی در برابر حمله به مناطق مسکونی . 2 _ خیلی وقتها یادمان می رود که خداوند در قرآن از مومنان خواسته چنان عمل کنند که فخر و عظمت و عزت همواره از آن خدا و مومنان باشد چرا که خدا هیچ راهی برای تسلط و برتری کفار بر مومنان قرار نداده است و عزت را صرفا از آن خدا و رسول و مومنان دانسته است . 3 _ فریادهایی که این روزها در سراسر جهان اسلام و عرب در حمایت از فخرالعرب سید حسن نصرالله به گوش میرسد بیش از آنکه به شخص نصرالله و یا حزب الله لبنان مرتبط باشد به جهان اسلام و تشیع و بازگشت به عظمت اسلام و مومنان پس از سالها تحمل ذلت و شکست و خفت مربوط است . 4_ قرآن کریم بارها و بارها به مسلمانان گوشزد فرموده که دشمن ترین دشمنان اسلام و مسلمین , یهودیان و به زبان امروزی صهیونیستها هستند و در ادامه همین مسیر از مومنان خواسته که با سخت دل ترین و کثیف ترین کفار ( یهود ) به نبرد بر خیزند تا خداوند عذاب خود را به دست مومنان بر سر کفار نازل نموده و مقدمات قلع و قمع فتنه از کل عالم را فراهم آورد . 5 _ آنچه که این روزها در لبنان میگذرد در طول تاریخ پنجاه و هشت ساله غاصبانه رژیم اشغالگر بی سابقه است . تهدید امنیت شهرها و شهرکهای صهیونیستی در عمق خاک فلسطین و آوارگی یک میلیون صهیونیست برای نخستین بار در طول تاریخ رخ داده است . اصابت بیش از سه هزار موشک به مناطق نظامی و تاسیسات اقتصادی اسرائیل تنها اندکی از عذاب خدا بر کفار بنی صهیون است و هنوز اصل عذاب باقی مانده است . سقوط 6 فروند بالگرد آپاچی ( که برای نخستین بار در تاریخ نظامی جهان در چنین وسعتی شاهد آنیم ) و نابودی سیزده تانک اسرائیلی ( میرکاوا ) که سنگین ترین تانک جهان و تلفیق تکنولوژی شرق و غرب محسوب میشود در منطقه ای کوچک به نام مارون الراس آنهم در فاصله زمانی دو تا سه روز و هلاکت دهها نفر از سربازان غاصب قدس بلایی است که ارتش اسرائیل تاکنون به خود ندیده است . برای درک آنچه رخ داده کافی است بدانیم در کل جنگهای همزمان اسرائیل با ارتشهای مصر, سوریه و اردن هیچگاه در چنین فاصله زمانی محدود چنین خسارتهایی به ارتش اسرائیل وارد نیامده و اشغالگران قدس آنچنان برای جان سربازان خود اهمیت قائلند که به منظور یافتن یک سرباز اسیر خود ابایی از شخم زدن تمامی غزه و قتل عام هزاران فلسطینی ساکن در این منطقه نداشته و ندارند . 6 _ قرآن به مومنان وعده داده در صورت جهاد در راه خدا و صبر در مسیر آن , نصرت الهی و فتح مبین نصیبشان خواهد شد . 7 _ حزب الله و شیعیان و مسلمانان و حتی برخی مسیحیان لبنان در این روزها برای دستیابی به حق و دفاع از آن تا سرحد جان مقاومت و صبر را پیشه کرده و اجساد تکه تکه شده کودکان خود را با دستان خود در قبرها دفن کرده اند اما اجازه نداده اند که تفرقه به دامن لبنان چنگ بیندازد و پشت رزمندگان مقاومت اسلامی از حمایت خالی شود . 8 _ رسیدن نصرت خدا و طلوع فتح مبین قطعی ترین پیش بینی برای آینده حزب الله است , پیروزی حزب الله آنچنان واضح و آشکار است که حتی روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت آن را پیش بینی کرده است . قومی که برای عزت دین خدا جان داده و با اموال و جانها راه جهاد را در پیش گرفته بی شک مستحق نزول رحمت و برکات خدا و کسب عزت و عظمت خدا داده خواهد بود , هر چند که تحمل شوکت و عظمت یاران آخرالزمانی سیدالشهدا (ع) برای شیوخ حسود و فرتوت الازهر مصر و حاکم پست و نا مبارک آن , پادشاه دوره گرد اردن , خاندان پادشاهی و بی غیرت سعودی , سگ سنی های القاعده و باقی سران خود فروش و مرتجع منطقه سخت و گران باشد .
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 8:36  توسط شهید سعید امامی
|
|
|