|
هنوزصدایی ازدل کویر بی آب و حیات پس از سالها و قرنها ما را به یاری می طلبد هل من ناصر ینصرنی ؟ این صدای کیست ؟ !!سرخی شفق از پیکر خونینش , موج و خروش دریا از ناله زینبش , شرمندگی ماه از جمال رخ علمدارش , راس بریده اش پرچم آزادگی , تن عریانش سجده گاه ملایک , حنجر خونینش منادی توحید , پیشانی شکسته اش بوسه گاه فرشتگان , ذوالجناحش مرکب عشق , یوسف مصر وامدار جمالش , ایوب نبی پناهنده صبرش ,آدم را شفیع , یونس را منجی , ابراهیم را معین , موسی را همراه , خضر را همسفر و یحیی را همدرد .دردش از نامردان و امیدش , آری امیدش به ما منتظران است .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 8:8  توسط شهید سعید امامی
|
|
|