|
کجا بودم آن روزی که خاک تو بوسه بر قدم مردان مرد می زد ؟ کجا بودم آن روزی که قناسه , یارانت را در آغوشت می افکند تا لحظه آخر سرود شهادت را در گوش تو زمزمه کنند ؟ کجا بودم آن لحظه هایی که زمزم گریه و دعا در دل شب , در پای سنگرها روی خاک تو می تراوید ؟ کجا بودم آن زمان که خاک تو با اشک چشم آسمانیان گلگون می شد ؟ شلمچه درباره تو زیاد شنیده ام , شنیده ام روزی کسانی بر خاک تو قدم نهادند که زمینی نبودند , آن موقع من کجا بودم ؟ شلمچه ! از وقتی بر خاک عرشیایی تو قدم نهادم در حالی دیگرم , اصلا من کجا و شلمچه کجا !من کجا و قدمگاه یاران حسین کجا ؟ من کجا و سجده روی خاک تو کجا ؟ می گویند ( شرف المکان باالمکین ) . شلمچه تو خوب معنی این جمله را دریافته ای . تو قداستت را از خون شهدا گرفته ای ! تو قداستت را از جای قدم های زهرا (س) گرفته ای آن دم که سر فرزند شهیدش را بر روی زانو گرفته بود . آری مگر زهرا (س) تنها غم حسین (ع) را چشیده است ؟ زهرا (س) در شلمچه , طلائیه , فکه , هویزه ودر چزابه غم هزاران عاشق و فدایی حسین (ع) را چشیده است .اما تو ای شلمچه , تو را به خاک پاکت قسم می دهیم , تو زهرا (س) را قسم بده که ما هم تا ظهور مهدی (عج) زنده باشیم , یا از تیغ مهدی (عج) می گذریم یا در رکابش می جنگیم . در فرهنگ ما گذشتن از تیغ مهدی (عج) با شرف تر از دست و پا زدن در منجلاب دنیاست .
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:14  توسط شهید سعید امامی
|
|
|