|
مولا جان ! کاش با این دل گنهکارم می توانستم برایتان درد دل کنم و بگویم از دردهایی که جز خدا نمی داند و جز او نمی فهمد . یابن الحسن تو شاهدی که این روزها در کوچه و خیابانهایمان چه می گذرد . تو شاهدی که ارزشها جای خودشان را به چه چیزهایی داده اند . این روزها واجبات دینمان را به فراموشی سپرده ایم . ما مسلمانی هستیم که درسهایمان را خوب یاد گرفته ایم و مکتبمان , دینمان و قرآنمان را کاملا حفظ کرده ایم اما نمی دانیم شاید هم که نمی خواهیم بدانیم که تنها دانستن کافی نیست بلکه عمل به آنها چیزی است که اسلام از ما می خواهد . این روزها اگر کسی بخواهد از اعتقادات دفاع کند مسخره خاص و عام می شود و او را جهان سومی می شمارند . این روزها سی دی و ماهواره جای اعتقادات را پر کرده است و دیگر جایی برای افتخار کردن به دین خود نیست , دیگر کسی از ایمان و اعتقاد خود حرفی نمی زند , این روزها کسی برای حفظ دین خود یک ریال هم خرج نمی کند , چرا کسی به این چیزها بهایی نمی دهد ؟ به قول بعضی افراد معلوم الحال زمان این چیزها به سر رسیده و تاریخ مصرفشان تمام شده است .آقای من ! دیری است که دیگر کسی از نماز چیزی جز خم و راست شدن نمی فهمد , مسلمانی ما در حد روزه گرفتن است , سالهاست که امر به معروف را دخالت درامورات شخصی می شمارند و نهی از منکر را .....مولای من ! مسلمانی و شیعه علی بودن , حزب اللهی و سرباز شما بودن , منتظر بودن و منتظر ماندن دیگر نمی تواند دلیلی بر ایمان و اخلاص افراد باشد . صادقانه بگویم دیگر حتی به ایمان خودم هم اطمینان ندارم , نمی دانم که من هم شامل کسانی هستم که به این القاب دل خوش کرده ام , نمی دانم از کسانی هستم که ادعای منتظر بودن را دارند در حالی که بارها اشک شما را بیرون آورده ام و به خاطر گناهانم شما را به گریه انداخته ام . نمی دانم واقعا نمی دانم که کیستم .مولا جان ! چه بسیار افرادی که ادعای عاشقی ولایت اهل بیت ( ع ) را دارند و پیشانی بند عاشقان ولایت را بر پیشانی خود بسته اند ولی در اوج نیاز به آنها ساکت می نشینند و خودشان را آهسته کنار می کشند که مبادا کسی از آنها توقعی داشته باشد , مبادا حرفی بزنند که دوستشان , همکلاسی شان , خواهرشان و یا ... از او ناراحت شوند بی آنکه بدانند و یا اهمیت بدهند که ناراحتی مولایش چه ؟ ارباب ! مدتهاست که گرد فراموشی خون شهدا بر کوچه پس کوچه هامان نشسته است و دیگر کسی از شهید و شهادت و از آرمان آنها سراغی نمی گیرد و جز نام آنها که سالی یک بار بر گوشمان می رسد چیز بیشتری یادمان نیست . کسی چه می داند و اصلا به ما چه مربوط است که شهدا برای چه رفتند و از ما چه توقعی داشتند ! به ما چه مربوط است که شنیدن موسیقی حرام مساوی است با پا گذاشتن روی خون آنها ! به ما چه مربوط است که شرکت در عروسیهای مبتذل یعنی دهن کجی به اعتقادات آنها ! به ما چه مربوط است که فراموشی راه شهدا لبیک گفتن به آمریکا و دشمنان اسلام ! این روزها از گوشه و کنار شنیده می شود که مگر جوانان دل ندارند , مگر نه اینکه باید به دلشان بها دهند و از جوانی شان استفاده کنند ؟ کاش میشد به این افراد بگوییم , جوانی این نیست که به سراغ مدهای غربی برویم و از خود بیگانه شویم , جوانی این نیست که به سراغ ماهواره های غربی برویم , جوانی این نیست که خود را فراموش کنیم و اعتقاداتمان را زیر پا گذاریم , کاش میشد بگوییم که دیروز هم جوانانی بودند که جوانی کردند و از جوانی شان هم استفاده نمودند , آنها هم دل داشتند , آنها هم به دلشان بها دادند اما نه با فراموش کردن اعتقاداتشان . آنها با ایستادن جلو خمپاره و توپ و تانک دشمن و با بستن نارنجک به خودشان جوانی کردند و به این کارشان هم افتخار می کردند و می بالیدند .کاش یادمان نمی رفت که جوانان دیروز هم دل داشتند و اینجور به دلشان بها دادند و در راه معبود خویش با او معامله کردند ولی ما چگونه معامله می کنیم ؟ بعد از رفتن این عزیزان ما چه کرده ایم و چه رسالتی را بر دوش گرفته ایم ؟ کاش برای یک بار هم که شده نفس اماره خود را به خاطر خدا زیر پا می گذاشتیم و به جای این عشقهای کاذب عاشق آن معشوق واقعی می شدیم , کاش و ای کاش ....مولای من ! دیری است که در انتظار آدینه موعودیم , دیری است که به امید ظهور دعای فرج را زمزمه می کنیم , دیری است که منتظریم قدم بر چشمان گنهکار ما بگذارید تا شاهد و نظاره گر جمالتان باشیم .آقای من ! سالها می گذرد و ما در فراق دیدار شما می سوزیم اما همچنان امیدواریم که روزی این انتظار به سر آید و آرزوی دیرینه مان به سر انجام برسد تا شاید بتوانیم لحظه ای حرفهای دلمان را که مدتهاست چون بغضی گلویمان را می فشارد بگوییم و اشکهایمان را سرازیر کنیم .مولای من ! دعا کن که آنقدر گوشمان با ساز غربی آشنا نشود که دیگر از صدای حاج منصور خسته شویم , دعا کن که آنقدر ارزشها و اعتقاداتمان کم رنگ نشود که ضد ارزشها جای آنها را برایمان پر کند , دعا کن که آنقدر امر به معروف و نهی از منکر برایمان بی اهمیت نشوند که دیگران تعیین کننده اصول و فروع دین باشند , دعا کن تا ظهور شما سایه آقامون سید علی خامنه ای از سرمون کم نشه و دعا کن که آنقدر از آرمان های شهدا دور نشویم که دفاع از هدف و راه آنها ننگمان شود و پایمالی خون آنها افتخار ما .به امید روزی که آن شهسوار سبز از راه برسد و دین را از این غرب زدگی نجات دهد . انشاالله
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 19:7  توسط شهید سعید امامی
|
|
|