تبليغاتX



چی میشد مثل شلمچه دل من رنگ جنون بود ____ مثل یاران خمینی (ره) ذکر من خدا خدا بود

حزب الله

اگر قانون اساسی , ام القوانین نظام جمهوری اسلامی است , بی شک وصیتنامه شهدا مانیفست آن است . شاید از همین رو باشد که در منازعات حزبی و مجادلات سیاسی , هر گروهی هنگام چوبین شدن پای استدلالش اشاره به این وصایا می کند تا بلکه حرف خود را به کرسی بنشاند . هر چند که اگر این وصیت نامه ها را تمام و کمال بخوانیم در می یابیم که اصولا شهدا پیش از تحزب معتقد به تهذیب بودند و حزب را فقط حزب الله می دانستند . این روزها عدم کارایی احزاب و فقدان کار آمدی گروهها آنچنان بر مردم روشن شده که برای تثبیت کارآمدی نظام و کارایی انقلاب , رای خود را به کسانی می دهند که بیش از وابستگی حزبی , به اصل نظام , امام و رهبری وابسته هستند . مردم اینک چیزی را در آیینه بی زنگار می بینند که سالیانی پیش شهدا آن را در خشت خام می دیدند . گویی شهدا با درایت ذاتی که داشتند می دانستند که مدیران نظام هر چقدر از ولایت فقیه دورتر باشند , خیرشان به مردم کمتر و شر برایشان بیشتر می شود .

هشت سال در دوره سازندگی و هشت سال در دوره اصلاحات , موفقیت این دو دولت از آنجا انگشت شمار بود که به جای عمل به وصیت نامه شهیدان , بر گرد تحزب چرخیدند و تهذیب را ندیدند . مردم البته از هر دوی این دولتها خسارت ها دیدند , طعم تلخ بی عدالتی و مزه شور بی لیاقتی , البته فقط هنگامی به کام مردم می نشیند که مدیران با مانیفست نظام فرسنگ ها فاصله داشته باشند . با این همه جای خوشحالی از آن رو باقی است که اقبال مردم دگر بار رو به سوی مدیرانی کرده که از دیگران ولایت مدارترند . خدمت از ورای مدیریتی حاصل می شود که به ولایت اعتقاد داشته باشد , مردم نیز به کارآمدی نظام امیدوارتر می شوند . این همان وصیت شهداست که همه جا با خون سرخ خود نوشته اند : مبادا ولایت فقیه را تنها بگذارید .....

سطر به سطر وصیت نامه شهدا آرزو و آمالی است که اگر به تحقق بپیوندند جمهوری اسلامی از همه دشمنی ها ره به نجات خواهد برد و اگر فراموش شوند , چه بسا این شمع فروزان رو به خاموشی نهد .....

البته که هیهات ! خوابمان کوتاه بود و ما خوب زمانی بیدار شده ایم . نشان به نشان رای مان . نشان به نشان راهمان . رای مان را به کسی داده ایم که به فکر یار است نه دل بسته اغیار و راهش نیز همان راه شهداست . جز این اگر بود کلامش را غریبه ها هدف نمی گرفتند . جز این اگر بود دشمنان اینقدر از او عصبانی نبودند .

قصه این است که هر آنچه شهدا از ما خواسته بودند کم و بیش و به لطف خدا تحقق پیدا کرده برای اثبات این ادعا باید افق های دور را دید . آنجا که شعار شهیدان یعنی ((( مرگ بر آمریکا ))) جهانی ترین شعار مردمان همه جهان شده است , در غرب و در شرق , در آفریقا و اروپا , مردم دنیا دنبال بهانه می گردند تا عصبانیت های خود را بر آمریکا فریاد کنند . دیگر اینکه عدالت خواهی خواسته اول همه جهانیان شده است . منتها عدالت خواهی , نه با ترجمه کمونیستی و مارکسیستی بلکه با مفهوم اسلامی . پس باید به فیدل کاسترو حق داد که وقتی از عدالت سخن می گوید بیش از کمونیسم و مارکسیسم از اسلام سخن می گوید . شاید او عاقبت در پیری فهمیده باشد که عدل بدون اسلام در جهان همه گیر نمی شود .

این روزها باید گوش تیز کرد و از حلقوم های غریبه , فریادهای آشنا شنید . آخر حتی آنهایی که هنوز اسلام نیاورده اند شعارهای اسلام را بر زبان می آورند , علیه ظلم می شورند وحق را , عدالت را , مقاومت را در برابر زور مطالبه می کنند . این همان جهانی شدن جمهوری اسلامی است , این همان انزوای آمریکا در نزد ملتهاست . این شاید همان مقدمه ای باشد برای یک متن , حاشیه ای برای یک محتوا , ظهوری کوچک برای یک ظهور بزرگ که دیر نیست ما در آسمان از مهتاب و آفتاب توامان نور بگیریم .

تنها شاید یک وصیت شهدا عملی نشده باشد که آنهم یادمان نرفته است که همه شهدا از خدا بقای عمر روح خدا خمینی کبیر را می خواستند اما تقدیر این بود که نه خمینی ( ره ) بماند و نه شهدا . ما را البته در فراق یاران غمی نیست , آن وقت که جهان را در قرق مرام آن سفر کردگان می بینیم .

راست می گفت شهید وکیل زاده : (( در زمانی که انقلاب اسلامی می رود تا سیر تکاملی خود را طی کند و به جهانی شدن خود نزدیک تر شود , آمریکا و وابستگانش از جهانی شدن شدن انقلاب اسلامی ما می ترسند و می لرزند )) .....

ترس بزرگتری برای دنیای غرب در راه است و بعد از آن زلزله بزرگ .

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 21:34  توسط شهید سعید امامی  | 

*
*
*
*
*
*
*
حزب فقط حزب علی , رهبرفقط سیدعلی